Saturday, June 2, 2007

که چی؟

هدف انتخاب کردن هم خیلی سخت است.مخصوصا اگر قرار بر انتخاب یک هدف اساسی باشد.تقریبا همه آدمها یک چند تایی هدف سطحی دارند.«درآمدم دو برابر شود،با معشوقم ازدواج کنم،دکتری را بگیرم،به ریاست این مجموعه برسم و ...» اما همه این هدف ها سطحی اند.چرا؟ چون وقتی به آن ها رسیدی دیگه تمام شدند.دقیقا وقتی دکتری را گرفتی تازه موقع پسیدن جمله با مسمی «که چی؟» است.خوب حالا درآمدم بیشتر شد که چه کار کنم؟ رئیس این مجموعه هم شدم.فلان کتابم هم چاپ شد،ازدواج هم کردم.الآن چه کار کنم؟
هدف در این جا تمام شد.
بعضی هدف ها هم خیلی مبهم اند اما مزیتشان نسبت به هدف های بالا در این است که زود تمام نمی ش.ند.« مخواهم آدم خوبی باشم، می خواهم آدم سخت کوشی باشم،اعتماد به نفس بالا، خلاق» گرچه این اهداف با هم تمایزانی دارند ولی همه به نوعی شامل سوال بسیار کلیدی و جهانشمول که چی می شوند.که چی که آدم خوبی باشی؟ در صورتی که این سوال پسیده شود هدفی دیگر خودنمایی می کند.می خواهم بروم بهشت،می خواهم محبوب باشم، می خواهم بدون استرس زندگی کنم و ...
شاید بشود پرسید که می خواهی بروی به بهشت که چطور شود؟ و حتما می شود پرسید که محبوب باشی که چی؟
سخت است پیدا کردن هدفی(ملموس و غیر مبهم) که انسان تا انتهای عمر بدون این که مدام از خود بپرسد که چی برای رسیدن به آن هدف بدود و در انتهای عمر راحت جان بکند،چرا که به هدفش رسیده است.

0 comments: