Thursday, July 26, 2007

رند جهان گرد


 

فرق یک پیرمرد که پروفسور است با یک پیرمردی که دررشته ایی خاص پروفسوری ندارد در چیست؟

فرق یک پیرمرد که وزیرشده، بعد از وزارت در مجمع تشخیص مصلحت رفته و اکنون استاد افتخاری چندین دانشکده معتبر است با یک پیرمرد که بدون این که اشخاص زیادی او را بشناسند در کنج کتابخانه ایی نشسته باشد و مشغول خواندن و نوشتن باشد در چیست؟

فرق یک پیرمرد که زندگانی اش از لحاظ مادی توپ است و چندین ملک و املاک برای ورثه اش گذاشته و خانواده اش حتیاگر از روی طمع مال و اموال و قدرتش هم که شده دوراش جمع اند با پیرمردی که از مال دنیا فقط کتابخانه ایی پر از کتاب دارد و اندکی خرت و پرت برای زندگی و دیگر هیچ، در چیست؟

فرق پیرمردی که از راحتی زندگی اش همه خوشحال اند و دوست دارند در کنارش باشند با پیرمردی که از جوانی زندگی سختی برای خود انتخاب کرده در چیست؟

فرق جوانی که در آغاز راه مسیر صاف و روشن ترقی را انتخاب می کند، دوره های دانشگاهی را می گذراند،مدرکش را می گیرد و راحت در موسسه ایی تا نیمه های عمر مشغول می شود و بازنشستگی راحتی را برای خود برنامه ریزی می کند با جوانی که مسیری مبهم برای ترقی انتخاب می کند در چیست؟

مسیری که فردایش هیچ تضمینی ندارد.اصلا معلوم نیست فردا به دنبال چه میروی؟

فرقش دراین است که آن شخص اول، به ندای عقل مادی اش گوش کرده و اکنون در همان جایی است که برنامه ریزی اش را کرده، و آن شخص دوم به ندای درونی قلبش گوش کرده و اکنون در آن جایی است که سرنوشتش او را کشانده

فرق اش در این است که پیرمرد دوم اکنون از گذشته و امروزش راضی است و لبریز از شادی درونی و پیرمرد اول حسرت لحظه ایی از زندگی را می کند که خودش نداشته اما او( پیر مرد اول) داشته

این روزها روزهای انتخاب است.دوست دارم از کدام پیرمردها باشم.واقعا انسان قدرت اختیار دارد


 


 


 


 

No comments: